نادر گلچین درگذشت - تاریخ: 1397/10/15 ساعت: 3:57
بیوگرافی   نادر     گلچین   استاد گلچین خواننده و ترانه یرای قدیمی ایران در خطه سرسبز رشت به دنیا آمده و متولد ۱۳۱۵ می باسد.خواننده آواز سال ۱۳۱۵ در رشت به دنیا آمد. تحصیلات و سابقه موسیقایی نادر گلچین وی به
طلا رنگ است - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:07
و دل ، لرزان ، هراسان ، چهره پر بیمبه گور سرد وحشت زا نظر دوختشرار حرص آتش زد به جانشطمع در خاطرش صد شعله افروختبه هر لوح و به هر سنگ و به هر گورزده تاریکی و اندوه شب ، رنگنه غوغایی ، به جز نجوای ارواحنه آوایی ، مگر بانگ شباهنگبه نرمی زیر لب تکرار می کردسخن های عجیب مرده شو را که : با این مرده ، د
آیات مصحف عشقم - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:07
آیات مصحف عشقم کس خواندنم نتواند وان کس که مدعیم شد غیر از دروغ نخواندچونان سیاوش پکماز دود و شعله چه بکمآتش به رخت سفیدم خکستری نفشاند دل ا برابر یاران چون گل به هدیه نهادم دیوانه آن که به تهمت خون از گلم بچکاند آن شبنمم که سراپادر انتظار طلوعمگو آفتاب براید وز من نشانه نماند جان را به هیچ شمردم ای
سیمین بهبهانی - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:07
سیمین بهبهانی ستاره دیده فروبست و آرمید بیا شراب نور به رگ های شب دوید بیا ز بس به دامن شب اشک انتظارم ریخت گل سپیده شکفت و سحر دمید بیا شهاب ِ یاد تو در آسمان خاطر من پیاپی از همه سو خطّ زر کشید بیا ز بس نشستم و با شب حدیث غم گفتم ز غصّه رنگ من و رنگ شب پرید بیا به وقت مرگم اگر تازه می کنی دی
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:07
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیستمحرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیستاز تو تا ما سخن عشق همان است که رفتکه در این وصف زبان دگری گویا نیستبعد تو قول و غزل هاست جهان را اماغزل توست که در قولی از آن ما نیستتو چه رازی که بهر شیوه تو را می جویمتازه می یابم و بازت اثری پیدا نیستشب که آرام تر از پلک تو را
با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:07
با پای دل قدم زدن آن هم کنار توباشد که خستگی بشود شرمسار تودر دفتر همیشه ی من ثبت می شوداین لحظه ها عزیزترین یادگار تو + نوشته شده در جمعه پانزدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 9:39 توسط varazasht |
من با غزلی قانعم و با غزلی شاد - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:07
من با غزلی قانعم و با غزلی شادتا باد ز دنیای شما قسمتم این باد...می خواهم از این پس همه از عشق بگویمیک عمر عبث داد زدم بر سر بیدادمگذار که دندانزده ی غم شود ای دوستاین سیب که ناچیده به دامان تو افتاد + نوشته شده در جمعه پانزدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 9:39 توسط varazasht |
با همه ی بی سر و سامانی ام - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:07
با همه ی بی سر و سامانی امباز به دنبال پریشانی امطاقت فرسودگی ام هیچ نیستدر پی ویران شدنی آنی امآمده ام بلکه نگاهم کنیعاشق آن لحظه ی توفانی امدلخوش گرمای کسی نیستم آماده ام تا تو بسوزانی امآمده ام با عطش سالهاتا تو کمی عشق بنوشانی ام + نوشته شده در جمعه پانزدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 9:39 توسط varazasht |
اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:07
اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودمکسی که حرف دلش را نگفت من بودمدلم برای خودم تنگ می شود آریهمیشه بی خبر از حال خویشتن بودمنشد جواب بگیرم سلام هایم راهر آنچه شیفته تر از پی شدن بودمچگونه شرح دهم عمق خستگی ها را ؟اشاره ای کنم انگار کوهکن بودم + نوشته شده در جمعه پانزدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 9:40 توسط varazasht ...
من زنده بودم اما انگار مرده بودم - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:07
من زنده بودم اما انگار مرده بودماز بس که روزها را با شب شمرده بودمیک عمر دور و تنها تنها بجرم این کهاو سرسپرده می خواست ‚ من دل سپرده بودمیک عمر می شد آری در ذره ای بگنجماز بس که خویشتن را در خود فشرده بودمدر آن هوای دلگیر وقتی غروب می شدگویی بجای خورشید من زخم خورده بودموقتی غروب می شد وقتی غروب می...
ای نفس خرم باد صبا - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:07
ای نفس خرم باد صبا از بر یار آمدهای مرحبا قافله شب چه شنیدی ز صبح مرغ سلیمان چه خبر از سبا بر سر خشمست هنوز آن حریف یا سخنی میرود اندر رضا از در صلح آمدهای یا خلاف با قدم خوف روم یا رجا بار دگر گر به سر کوی دوست بگذری ای پیک نسیم صبا گو رمقی بیش نماند از ضعیف چن